post
اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است ,
غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است
خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا نگه داری.
دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی
چرا فقط یک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس
دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدور هر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
کم سرمایه ای نیست ؛ داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند ! ولی .... از آن بهتر داشتن
آدمهاییست ، که وقتی حالت را میپرسند ؛ بتوانی بگویی : خوب نیستم ...
کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم
ولی ... رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای
من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا
میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود...
سَهــم مـטּ از בنیــــا
نـــבاشتن استـــ ...
تنهـــــا قــבم زدטּ בر پیاבه رو هــــــاے پاییز
و فڪـر ڪرבטּ به ڪسے كه
هیــــچ وقتـــ نبوב..
بیچاره تنهایی این عروس نگون بخت آه و اشک را دوست ندارد اما همنشین همیشگی
اش چشم امیدش به دلی ناامید و شکستن سکوتش میداند عادت ، دشمن است اما
عقل کجا و دلتنگی کجا ! دل ناامید امیدوار میرود و باز تنهایی میماند و تنهایی . .
من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که
سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو
را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...
دل من تنگ تو است صندلیهای حیاط پر برف دیشب ... و تو کی می آیی؟ که شود آب
همه برفهایی که نبودت را فریاد زده !